تبليغاتX
چه کسی قدر من احساس تو را میفهمد؟


چه کسی قدر من احساس تو را میفهمد؟

در زندگی آنچه لیاقتش را داریم به ما میرسد نه آنچه که آرزویش را داریم

 

تقدیم به آنهایی که خواسته یا ناخواسته دوستشان دارم و تقدیم به رویاهای دوردست زندگیم ...

بی تو طوفان زده دشت جنونم ، صید افتاده به خونم !

تو چه سان می گذری ؟!                                       غافل از اندوه درونم !

بی من از کوچه گذر کردی و رفتی !...

بی من از شهر سفر کردی و رفتی !...

قطره اشک درخشید به چشمان سیاهم

تا خم کوچه به دنبال تو لغزید نگاهم

تو نفهمیدی !

نگهت هیچ نیفتاده به راهی که گذشتی !

چون در خانه ببستم ، دگر از پای نشستم

گوئیا زلزله آمد ! گوئیا خانه فرو ریخت بر سر من !

 بی تو من در همه شهر غریبم

بی تو کس نشنود از این دل بشکسته صدائی !

برنخیزد دگر از مرغک پر بسته نوائی !

تو همه بود و نبودی ، تو همه شعر و سرودی

چه گریزی ز بر من که بمیرم ! ز غم دل به تو یک لحظه نستیزم !

من و یک لحظه جدائی ... . . . . .  .  .  .  .  .   .   .   .    .

نتوانم نتوانم !...

بی تو من در همه شهر غریبم                بی تو من زنده نمانم !!!

without you ...  

چه کسی خواهد دید مردنم را بی تو

    گاه می اندیشم

خبر مرگ مرا با تو چه کس می گوید ؟!...

آن زمان که خبر مرگ مرا می شنوی

روی خندان تو را کاش که من می دیدم

شانه بالا زدنت را بی قید !

و تکان دادن دستت " که مهم نیست زیاد "

چه کسی باور کرد ؟!...

جنگل جان مرا

آتش عشق تو خاکستر کرد !

 

نوشته شده در پنجشنبه 22 آذر1386ساعت 9:47 PM توسط وفا | |


Design By : Night Skin