چه کسی قدر من احساس تو را میفهمد؟
در زندگی آنچه لیاقتش را داریم به ما میرسد نه آنچه که آرزویش را داریم
یک نفر از کوچه ی ما عشق را دزدیده است این خبر در کوچه های شهر ما پیچیده است دوره گردی در خیابانها محبت می فروخت گوییا او هم بساط خویش را برچیده است عاشقی می گفت روزی روزگاران قدیم عشق را ازغنچه های کوچه باغی چیده است عشقبازی در خیابان مطلقاً ممنوع شد! عابری این تابلو را دور میدان دیده است یک چراغ قرمز از دیروز قرمز مانده است چشمکش را هیز چشمی خیره سر دزدیده است می روم از شهر این دلسنگ های کوردل یک نفر بر ریش ما دلریشها خندیده است !... پاورقی : بذار بهت بگم که ماجرای من و عشق تقصیر چشمای تو بود! وگرنه ما کجا و عشق!...
| Design By : Night Skin |

